EQ شما در چه حد است؟؟؟

هوش عاطفی بالا تبیین می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالا تری دارند. ضریب هوشی(IQ) نمی تواند بخوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی بر آید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند.وقتی نود و پنج دانشجوی دانشگاه هاروارد در دهه ۱۹۴۰ را - یعنی دورانی که دانشجویان دانشگاه های شرق آمریکا را افرادی با هوش بهرهای متنوع تر از امروز تشکیل می دادند - تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، چنین دیدند که افرادی که بالاترین نمره های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی، بهره وری و موفقیت شغلی از همدوره ایهای ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنان حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی یا رضایت از روابط دوستانه، خانوادگی و عشقی نیز وضعیتی برتر نداشتند.

هدفم از طرح این مسئله دو نکته است اول اینکه اگر IQ بالایی ندارید نگران نباشید و خودتون را سرزنش نکنید چون موفقیت در گرو EQ شماست و  EQ هم اکتسابی است نه وراثتی شما اگر IQ بالای دارید اگر بکوشید راحتر به EQ خود را بالا میبرید و اگر به این موضوع توجه نکنید موفقیتی مورد انتظار نیست

برای رسیدن به EQ  بایستی مولفه های EQ را بشناسیم و در جهت تقویتش تلاش کنیم

حالا هوش هیجانی چی هست؟
هوش هیجانی را این جوری تعریف کرده اند؛ «توانایی تشخیص دادن هیجان های خودمان و دیگران، توانایی درک هیجان های دیگران و توانایی مدیریت هیجان های خودمان و دیگران.»
هر کدام از بخش های این تعریف خودشان یک مهارت هستند که باید آموخته شوند. برای اینکه به بخش آخر تعریف برسیم هم باید از بخش اول عبور کنیم. یعنی یک جورهایی تعریف گام به گام.


اینکه دقیقاً بدانید چه چیزی باعث چه حسی در شما شده است می تواند به شما کمک کند که هم بهتر خودتان را بشناسید و هم بهتر هیجان هایتان را مدیریت کنید. __________________
گفتم : خیلی تنهام، گفتی: آیا خداوند برای بنده ی خویش کافی نیست؟! (سوره زمر ، آیه 36)

برای شناخت میزان EQ خود بایستی عوامل مؤثر در هوش هیجانی را بشناسیم که در اینجا این مولفه ها را نام می برم:

شناخت عواطف شخصی

به کار بردن درست هیجان ها

برانگیختن خود

شناخت عواطف دیگران

حفظ ارتباط ها

خوب یعنی  بایستی ما در ابتدا عواطف خودمون را بشناسیم بدونیم از چی ناراحت میشویم برای چی ناراحت میشویم بازخورد ما در این مورد چگونه است بعد از شناخت کامل خود تلاش کنیم هیجانها و توانایی ها را جهت دار کنیم و اونایی که مضر هستند را کم یا حذف کنیم پس از اون تلاش کنیم روحیه های استقلال و خودشکوفایی و برانگیختگی را فعال کنیم و در ادامه هنگام مواجه با دیگران به عواطف اونا توجه کنیم و کاملا علت و چرایی انها را تحلیل کنیم و در نهایت با حفظ ارتباطمون( صله رحم) با دیگران نحوه کنترل هیجانات خود و دیگران را زیر نظر بگیریم و با حفظ ارتباط در رشد خود و دیگران کوشش کنیم

نکته دومی که خواستم اشاره کنیم تمام مراحل بالا جز مراحل سلوکه الی الله است در ابتدا بایستی خودت را بشناسی بعد تلاش کنی بدی های  گذشته های را خوب کنی و البته ترکش کنی در ادامه برای نزدیک شدن به خدا تلاش کنی یعنی صفات خداوند را در خودت متبلور کنی و یادت باشه بدون جمع هیچی بایستی به جمع بپیوندی و به خلق خدا کمک برسونی تمام این مراحا جز مراحل EQ  است کاملترین انسان یعنی پیامبران بالاترین EQ  را در خودشون ایجاد کردند

ما به بیماری های جسمی خود توجه میکنیم اما به بیماری های روحی خود توجه نمیکنیم روحی که دنیا و اخرت ، جسم و جان ما را در خودش داره  با رسیدن به روح و سلامت داشتن اون همه دنیا و اخرت را برای خودمون فراهم میسازیم

/ 13 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه شیطون

خیلی عالی بود

avin

بحث جالبیه برخورد انسانها با مسائل و مشکلات کلا سه نوع هستش: 1. هیجان مدار 2. مسئله مدار 3. اجتنابی با توجه به میزان بهره هوشیIQ و هوش هیجانی EQو ...... نحوه سازگاری و برخورد ما با دیگران و رابطه ها زندگی را شکل می دهد.

فاطمه

انسان با روی آوردن به عبادت و شکر و گذر از امتحانات الهی در سایه لطف و رحمت حضرت حق , پلکان سعادت را می پیماید و به لقا الله و سعادت جاودان نائل میشود.انشا الله.

فاطمه

دختر بی پناهی که سوار بنز مردی پولدار شد از بی پناهی و در شرایط سخت، لحظه ای خدا را از یاد برد و به مرد پولدار گفت : فقط تویی که میتونی از مشکلات خلاصم کنی؛ بهتر بود میگفت : فقط خداست که مـیـتـونـه نـجـاتـم بده. چـون یگـانـه فـرمانـروای مـوثـر در عـالـم فـقـط خـداسـت. و مرد بنز سوار خـود مـحـتـاج خـداسـت . دخترک از وحـشـت فـقـر تـمـام ابـزارش رو بکار گـرفـت و نـدونـسـت که بـا اشتباه خود چه هـیـولایـی را خلق کـرد، هـمـیـن شـد کـه مرد پـولـدار سـالـهـا جوانی دخترک رو ازش گـرفت و اون رو با همه احساسات و آرزو هـاش مثل یک دستمال بی ارزش دور انداخت ، دختر بیچاره آخرش نـفـهـمـیـد که چوب کـدام اشـتـبـاهـش رو خورد؛ سال ها بود که دختر بی ایمان هر روز از دالان های افکارش گـذر مـیکـرد، به بتخـانـه درون افکـار خـود مـیـرسـیـد و بت آن مـرد را می پـرسـتـیـد. او هـر روز در قـلـبـش به بـت نـاتـوان می گفت ” تـویـی که نـاجـی مـنـی “ تــنـهـا خـدا شـایـسـتـه ایـن جـمـلـه بـود نـه مـرد بـنـز سـوار. این دنیا این طورآفریده شده که : هر بـتـی رو که در افکارت خلق میکنی و اونو می پرستی.

عمه

[گل][لبخند]من دارم؟یا ندارم...........[سوال]

عمه

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار / به نزد یار چو ما پـست و بی بها نشود به حق رخت غلامی خدا کند که کسی / چو ما ز ســفره ارباب خود جدا نشود جــواب ناله ی ما را نمی دهد دلبر / خدا کند که کــسی تحبس الــــــدعا نشود به خانه ی دل ما پا نـــــمی نهد دلــــبر / خدا کند که دلی خــــانه ی جفا نشود شنیده ام که از این عبد یار خـــسته شده / خدا کند که به اخراج ما رضا نشود مریض عــــــشقم مارا طبیب لازم نیست / خـــــدا کند که مریضیِ ما دوا نشود ز روزگار غریبم گشتــــــه است معلوم / شفای ما به قــــــیامت بجز رضا نشود شاعر: سید علی خامنه ای

ستاره1

اه ای خداوند، ای خداوند کریم من بر من ببخشای این چنین را آنچنان دیدن در من ، کسی چون مست ،چون میخواره میگرید بیچاره میگرید دلم، بیچاره میگرید می پرسی آیا از چه خاموشم؟ ای دوست!گر دیگر سخن بر لب نمی رانم هرگز نشد گفتن فراموشم در خواب و بیداری درگفتم،آری... نادر نادرپور [گل]

عمه

سلام.حالت خوبه؟کم پیدایی یارفتی ددر؟[گل]

غ ا ح

اگه می خوای ای کیوتو نو بسنجید جواب این مسئله را بدید..دونفردر راهی می رفتند ظهر شد برای صرف نهار زیر درختی نشستند وسفره گشودندیکی 5 قرص نان بیرون اورد ودیگری 3 قرص نان در این اثنامردی برانها وارد شد وسه نفری کل نانها را خوردند ومهمان برخواست و8 درهم در سفره گذاشت وگفت این عوض طعامی ست که ازشما خورده ام شما عزیزان بفرمایید به هر یک از این دو نفر چند درهم می رسد .قیمت هر نان 1 درهم است. نگو ساده است جوابش را میگویم شما دلیلش را بگو .به یکی از انها 7درهم ودیگری 1 درهم میرسد شما مهندسان بگویید چرا