رخ دوست

ذهن   مرا    جنگلی  از  افکار  می پندار

هر فکر را یک بوته از احساس می انگار

آنچه گفتم همه را نقش رخ  دوست بدان

آن جلوه  نورانی  و  مه شکن غرق غبار

/ 2 نظر / 131 بازدید
دلسوختگان

نه ..! هرگز شب را باور نکردم چرا که در فراسوهای دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم ..... "احمد شاملو"

دلسوختگان

هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم ... از خوبان "خاطره" و از بدان "تجربه" می گیرم ...! بدترین ها "عبرت" می شوند ...! و بهترین ها"دوست"... حرف اشتباهیست كه مي گويند ... با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد ..!! اگر چنين بود ..!!! از منيت و شخصیت هر كس چيزى باقى نمي ماند ... هركس هر چه به سرت آورد فقط خودت باش ... اگر جواب هر جفايى بدى بود ... داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب بود ... اگر نمي توانى آدم خوبه ى زندگي كسى باشى ... اگر براى ياد دادن تنها همان خوبى هايى كه خودت بلدى ناتوانت كردند ... اگر همان اندك مهربانيت را از بر نشدند ... اگر خوبى كردى و بدى ديدى ... كنار بكش ..!!! اما بد نشو ... زيرا اين تنها كاريست كه از دستت بر ميآيد ... مهم نيست با تو چه كردند ... تو قهرمان زندگی خودت بمان ... تو آدم خوبه ى زندگی خودت باش ... با وجدانت آسوده بخواب ... سرت را پيش خدايت بالا بگير ... و بخاطر همه چیز شاکر باش .....