دریای تیغ

غلام و نوکر برخی شهدای کربلا با دیدن صحنه شهادت مولایشا از کوره در میرفتند و به دریای تیغ میزدند به راستی من چه هستم که هر بار بی لیاقت تر از قبل ندای یاری خواستن مولایم را میشنوم آن هم نه در دریای تیغ  ولی نمیتوانم چو غلامی آزاده رفتار کنم 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندیم

سلام چه جالب من یه مطلبی رو چند روز نوشته بودم که حرفای دلم بود و میخاستم بذارمش و وقت نمی شد نظری که گذاشتین برام جالب بود ... آخه بی ربط به نوشته ی من نبود ولی بعضی وقتها از خیلی از نگفتن ها پشیمون میشی

بی نام

ای کاش راهی پیدا می شد تا به قول شما مثل یک غلام آزاده بتوان رفتار کرد. ای کاش...

avin

سلام اونیکه شما میگی بنه تو مناطق گرمسیری هست اره درسته. ولی این بنه نیست. اینا که شبیه بلورن از درخت ون گرفته شدن که بعد از جوشوندن بصورت آدامس ازش استفاده میشه. اتفاقا الان تو بازرم آدامسهای به طعم ون هست. منطقه سومار از توابع قصر شیرینه.

ندیم

مرسی بابت حرفهای خوب و دل گرم کنندتون [گل]

فاطمه

عالـــــــــــــــــی این همه صادقانه رفتند ومیروند نمی دانم چرا ماهنوز شاهراه را گم میکنیم اللهم فی فرج مولانا صاحب العصر والزمان

ندیم

چه خشنننننننن مرسییییی