سیر و سلوک 1

شیخ را گفتند:(به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفتند) " فلان کس بر روی آب می‌رود(راه می‌رود)! گفت: «سهل است(آسان است)! وزغی(قورباغه) و صعوه‌ای(پرنده کوچک آوازخوان) نیز بروی آب می‌رود» گفتند که: «فلانکس در هوا می‌پرد!» گفت: «زغنی(نوعی پرنده از راستهٔ بازهاست) ومگسی در هوا بپرد». گفتند: "فلان کس در یک لحظه از شهری بشهری می‌رود. شیخ گفت: "شیطان نیز در یک نفس(یک لحظه) از مشرق بمغرب می‌شود(می‌رود)، این چنین چیزها را بس(بسیار) قیمتی(ارزش) نیست. مرد(انسان واقعی) آن بود(آن کس می‌باشد) که در میان خلق بنشیند و برخیزد وبخسبد(بخوابد) وبا خلق ستدوداد کند(معامله) وبا خلق در آمی‌زد(در ارتباط باشد) ویک لحظه از خدای غافل نباشد.

«آنچه در سرداری بنهی و آنچه در کف داری بدهی و آنچه بر تو آید نجهی.»

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمه

[دست][دست]احسنت خیلی عالی بود مثل همیشه[گل]

عمه

شاعر : عباس حاکی بسان سایه بر پنهانی یک درد می لغزم به سوی آن چه غم با سینه من کرد می لغزم. زحیرت بر درون نا شناس خویش می پیچم چوسیمابی به سوی کهربای زرد می لغزم امید از تکیه بر شیرازه خاطر فرو بستم که من از حیبت این غفلت نا مرد می لغزم چنان بی تکیه بر خویشم که چون فواره آزادم به حسرت زانچه این غم بر سرم آورد می لغزم به آتش می کشد ما را خیال چشم پر شوری چنان دانم که از حیرت به آب سرد می لغزم معما شد وجودم حاکی از وابستگی هایم ز دامش تا نگردم حسرت آور ترد ـ می لغزم

آئینه فردا

به به انتخاب عالی وکاربردی متشکرم سلام خدا برشما[گل][گل][گل]

elaheh solimani

سلام مرتضی بسیار سپاسگذارم روح پدر و مادر اون دوستتون شاد باشددستتون درد نکنه که به فرکشون بودی [گل][گل][گل]

یاس

اى یأسِ من خسته به دنبال امیدت باید چه کند آنکه نه دید و نه شنیدت رؤیاى من آویخت ز هر باغ و بهارى اما گل نرگس! تو کجایى که ندیدت تا کى بنشینم به امیدت که بیایى تا کى بنشینم که بیایى به امیدت! شب در شده و ماه بر آن روزنه قفل پیداست فقط تکه‏اى از صبح سپیدت پیداست که مى‏رقصد و نزدیک مى‏آید از روزن در روشنى شاه کلیدت!

zahra

سلام اولین باره که به وبلاگت میام خوشم اومد اگه با تبادل لینک موافقی منو با عنوان وبلاگم لینک کن بعد خبر بده با چه اسمی لینکت کنم پس منتظره حضورت هستم.[گل][گل][گل] [بدرود]

عمه

سلام.میلادعمل شد محتاج دعا «تصنيف غررالحكم، ح 4923» امام علي - عليه السلام - فرمود: با نفسهايتان در دنيا مجاهده كنيد و از دنيا منصرفش كنيد، چرا كه دنيا به سرعت از بين مي رود و لغزشگاه هايش بسيار است.

ف الف

دیروز رفتم دیدن یه نفر http://s3.picofile.com/file/7684668167/%D8%B3%D9 http://s3.picofile.com/file/7684698816/%D8%B3%D9 دیدن همین آدمی که لینک مصاحبه اش را براتون گذاشتم یه حرفهای زد این قدر از خودم خجالت کشیدم فهمیدم اصلا شیعه نیستم حالا اومدم اینجا می بینم اینو نوشتید: مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و با خلق داد و ستد کند و با خلق در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد. فهمیدم آدم هم نیستم دعام کنید