/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمه

امام : من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم رهبری : تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی؟ تو طبيب همه ای، از چه تو بيمار شدی؟ امام : فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بردم همچو منصور خريدار سرِ دار شدم رهبری : تو که فارغ شده بودی زِ همه کون و مکان دار منصور بريدی همه تن دار شدی امام : غم دلدار فکنده است به جانم شررى که به جان آمدم و شهره بازار شدم رهبری : عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل شهره بازار شدی امام : درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز که من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم رهبری : مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدی وه که بر مسجديان نقطه پرگار شدی امام : جامه زهد و ريا کَندم و بر تن کردم خرقه پير خراباتى و هشيار شدم رهبری : خرقه پير خراباتی ما سيره توست امت از گفته دُر بار تو هشيار شدی امام : واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم رهبری : واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عيسی مسيح از تو پديدار شدی امام : بگذاريد که از بتکده يادى بکنم من که با دستِ بت ميکده، بيدار شدم ادامه دارد

عمه

امام : من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم رهبری : تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی؟ تو طبيب همه ای، از چه تو بيمار شدی؟ امام : فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بردم همچو منصور خريدار سرِ دار شدم رهبری : تو که فارغ شده بودی زِ همه کون و مکان دار منصور بريدی همه تن دار شدی امام : غم دلدار فکنده است به جانم شررى که به جان آمدم و شهره بازار شدم رهبری : عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل شهره بازار شدی امام : درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز که من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم رهبری : مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدی وه که بر مسجديان نقطه پرگار شدی امام : جامه زهد و ريا کَندم و بر تن کردم خرقه پير خراباتى و هشيار شدم رهبری : خرقه پير خراباتی ما سيره توست امت از گفته دُر بار تو هشيار شدی امام : واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم رهبری : واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عيسی مسيح از تو پديدار شدی امام : بگذاريد که از بتکده يادى بکنم من که با دستِ بت ميکده، بيدار شدم رهبری : يادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببري

سلام خوبین چرا ی سر بهم نمیزنین [گل][گل]

عمه

الا تمامی خلق خدا به هوش، به هوش محمد است كه گوید سخن، سرا پا گوش كه فرد فرد شما را بود دو رشته به دست و یا دو كوه بلند امانت است به دوش محمدی كه دو عالم گواه عصمت اوست همه سفارش او در كتاب و عترت اوست عیدتون مبارک

غریب آشنا

نام احمد نام جمله انبیاست *** چون که صد آمد نود هم پیش ماست از مناره پنج نوبت پر خروش *** نام احمد با علی آید به گوش روز و شب گویم به آوای جلی *** اکفیانی یا محمد یا علی بعثت رسول عشق و مهربانی مبارک . . .[گل][گل][گل]

یاس

البته بی ارتباط هم نیست.............[متفکر]

سحر

بزن به سلامتی حرفهای دلم که به کسی نگفتم.... بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودم ولی دم نزدم.... بزن به سلامتی تنهایی هام ولی تنهایی رو دوست نداشتم.... بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمم نبود ولی هنوز دوسش دارم.... بزن به سلامتی شب هایی که تو تنهایی گریه کردم ولی نمیدونستم برای چی... بزن به سلامتی دوست هایی که از پشت بهم خنجر زدن.... بزن به سلامتی آرزوهایی که نتونستم لمسشون کنم.... هنوز مست نشدم ولی خیلی حرف دارم بگم....

رها

واقعا

javaza

درود. بهای بهشت،درک است نه مدرک. بیکران باشید. بدرود.

یه دختر تنها

آره واقعا موافق 100 درصدم بعضی ها رو میبینی حتی بلد نیستن اسم خودشونو بنویسن ولی شعورشون بیسته ولی یکی رو میبینه دکترا داره طوری باهات رفتار میکنه که ازش دل زده میشی.[گل]